گرامر · سطح B1Phrasal verbs
افعال عبارتی (Phrasal verbs) در انگلیسی؛ جداشدنی و جدانشدنی
give یعنی دادن و up یعنی بالا، ولی give up یعنی «دست کشیدن». افعال عبارتی (Phrasal verbs) فعلهاییاند که با یک قید یا حرف اضافه معنی تازه پیدا میکنند و در انگلیسی گفتاری همهجا هستند. گرامرشان فقط یک سؤال مهم دارد: مفعول کجا مینشیند؟
- حدود ۵ دقیقه
- ۴ مثال
- ۶ سؤال تمرینی
آخر این درس میتوانی:
- جای مفعول و ضمیر را در افعال عبارتی جداشدنی درست بگذاری
- افعال جدانشدنی و سهکلمهای را بشناسی
- ۳۰ فعل عبارتی پرکاربرد را با معنی و مثال بدانی
مسیر این درس۱۰ بخش
فعل عبارتی چیست؟
بعضی فعلهای عبارتی معنی تحتاللفظی دارند (sit down، come in) و حدس زدنشان آسان است. بیشترشان ولی معنی اصطلاحی دارند و باید مثل یک واژهی تازه یاد گرفته شوند.
| فعل عبارتی | معنی | معادل رسمی |
|---|---|---|
| find out | فهمیدن، کشف کردن | discover |
| put off | عقب انداختن | postpone |
| look into | بررسی کردن | investigate |
| come up with | ایده دادن، پیدا کردن | think of / suggest |
نکته
فعل + قید و فعل + حرف اضافه
کلمهی کوچک بعد از فعل یا قید است (Particle، مثل up، away، back) یا حرف اضافه (at، into، after). در عمل، تفاوتش در یک چیز است: فعل + قید معمولاً جداشدنی است و فعل + حرف اضافه جدانشدنی.
| نوع | مثال | مفعول دارد؟ |
|---|---|---|
| فعل + قید، بدون مفعول | The plane took off. / Sit down. | نه |
| فعل + قید، با مفعول | Pick up your clothes. / Pick them up. | بله؛ جداشدنی |
| فعل + حرف اضافه | She looks after her mother. | بله؛ جدانشدنی |
افعال عبارتی جداشدنی
در فعلهای جداشدنی، اسم مفعول میتواند وسط یا بعد از قید بیاید. ضمیر (it، them، her…) فقط میتواند وسط بیاید.
| درست | غلط | |
|---|---|---|
| اسم | Turn off the TV. / Turn the TV off. | — |
| ضمیر | Turn it off. | Turn off it. |
| اسم | Fill in the form. / Fill the form in. | — |
| ضمیر | Fill it in. | Fill in it. |
چند جداشدنی پرکاربرد: turn on / off، put on، take off (لباس)، pick up، throw away، give back، fill in، write down، call back، wake up، put off، turn down.
نکته
افعال عبارتی جدانشدنی
در فعلهای جدانشدنی، مفعول (چه اسم چه ضمیر) همیشه بعد از کل فعل عبارتی میآید.
I'm looking for my keys. → I'm looking for them.
دنبال کلیدهایم میگردم.
Who looks after your kids when you work?
وقتی سر کاری کی از بچههایت مراقبت میکند؟
I ran into an old classmate at the mall.
در پاساژ تصادفی یک همکلاسی قدیمی را دیدم.
She takes after her father.
به پدرش رفته.
جدانشدنیهای رایج: look for، look after، get on (اتوبوس)، get over (کنار آمدن)، run into، come across، deal with، go through، take after.
افعال عبارتی سهکلمهای
این فعلها یک قید و یک حرف اضافه دارند و همیشه جدانشدنیاند؛ مفعول بعد از هر سه کلمه میآید.
| فعل | معنی | مثال |
|---|---|---|
| look forward to | مشتاقانه منتظر بودن | I look forward to hearing from you. |
| get on with | رابطهی خوب داشتن با | I get on well with my colleagues. |
| run out of | تمام کردن | We've run out of bread. |
| come up with | ایده دادن | She came up with a great solution. |
| put up with | تحمل کردن | I can't put up with this noise. |
| catch up with | رسیدن به | Go ahead; I'll catch up with you. |
نکته
۳۰ فعل عبارتی پرکاربرد
| فعل | معنی | فعل | معنی |
|---|---|---|---|
| get up | از خواب بلند شدن | give up | دست کشیدن |
| find out | فهمیدن | turn up | پیدا شدن، آمدن |
| look up | در فرهنگ لغت پیدا کردن | work out | ورزش کردن؛ حل کردن |
| set up | راه انداختن | carry on | ادامه دادن |
| break down | خراب شدن | pick up | برداشتن؛ دنبال کسی رفتن |
| call off | لغو کردن | put off | عقب انداختن |
| fill in | پر کردن (فرم) | hand in | تحویل دادن |
| go on | ادامه داشتن؛ اتفاق افتادن | grow up | بزرگ شدن |
| show up | سر رسیدن | take off | بلند شدن هواپیما؛ درآوردن لباس |
| turn down | رد کردن؛ کم کردن صدا | bring up | مطرح کردن؛ بزرگ کردن بچه |
| figure out | سر درآوردن | check in | پذیرش گرفتن (هتل، فرودگاه) |
| sort out | حل و فصل کردن | get by | گذران کردن |
| point out | اشاره کردن | cut down on | کم کردن مصرف |
| run out of | تمام کردن | look forward to | منتظر بودن |
| get over | کنار آمدن، خوب شدن | deal with | رسیدگی کردن |
چطور افعال عبارتی را یاد بگیریم؟
- هر فعل را با یک جملهی کامل و مفعولش یاد بگیر، نه تنها: turn the music down.
- در فرهنگ لغت ببین جداشدنی است یا نه؛ معمولاً با sth در وسط (turn sth off) یا آخر (look after sb) نشان داده میشود.
- بر اساس موضوع گروهبندی کن (سفر: check in، set off، take off) نه بر اساس فعل اصلی؛ ده فعل با get کنار هم فقط گیجکنندهاند.
- در جعبهی لایتنر جملهی کامل بگذار، نه ترجمهی تککلمهای.
اشتباههای رایج فارسیزبانها
اینها را تقریباً همهی ما یک بار گفتهایم؛ معمولاً چون جمله را از فارسی ترجمه میکنیم.
غلط:Please turn off it.
درست:Please turn it off.
در فعل جداشدنی، ضمیر حتماً بین فعل و قید میآید.
غلط:I'm looking my phone for.
درست:I'm looking for my phone.
look for جدانشدنی است؛ مفعول بعد از کل فعل میآید.
غلط:I look forward to see you.
درست:I look forward to seeing you.
to در این فعل حرف اضافه است و فعل بعدش -ing میگیرد.
غلط:We have run out our milk.
درست:We have run out of milk.
run out با مفعول به of نیاز دارد.
تمرین
خودت را محک بزن
جای خالی را در ذهنت پر کن، بعد جواب را ببین و به خودت نمره بده.
۰ از ۶
- ۱
It's cold. Put your coat ___. (on)
- ۲
Here's the form. Please fill ___ ___.
- ۳
She ___ after her grandmother; they look the same.
- ۴
The meeting was ___ off because the manager was ill.
- ۵
We've run ___ ___ petrol.
- ۶
I can't find the word. Can you look ___ ___? (it, dictionary)
قدم بعدی
تمرین بیشتر با تصحیح خودکار
در بخش گرامر پنل روا برای همین درس تمرین تستی هست که همانجا تصحیح میشود. ورود فقط با شمارهی موبایل است.
تمرین جداشدنی و جدانشدنیپرسشهای متداول
افعال عبارتی چیست؟
فعلهایی که از یک فعل و یک یا دو کلمهی کوچک مثل up، off یا out ساخته میشوند و با هم معنی تازهای دارند، مثل give up (دست کشیدن) یا find out (فهمیدن).
افعال عبارتی جداشدنی کداماند؟
فعلهایی که مفعول میتواند بین فعل و قید بیاید، مثل turn off، pick up و fill in. با ضمیر، جدا کردن اجباری است: turn it off.
چند فعل عبارتی باید بلد باشیم؟
برای B1 حدود ۱۰۰ فعل عبارتی پرکاربرد کافی است. مهمتر از تعداد، این است که هر کدام را با مفعول و در جمله یاد بگیری تا جای مفعول را درست بگذاری.
این درس بخشی از فصل ۱۱: افعال عبارتی در نقشهی گرامر A1 تا C1 است.

