لغات ورزش، سرگرمی و سفر در لیسنینگ آیلتس؛ سکشن ۱ و ۲
لغات سرگرمی، ورزش، تناسب اندام، سفر و حملونقل لیسنینگ آیلتس را با معنی فارسی، تفاوت بریتانیایی و آمریکایی، نمونه و تمرین یاد بگیر.

در این مقاله میخوانید
«این آخر هفته اینجا چه کار میشود کرد؟» این سؤالی است که بیشتر سکشنهای ۱ و ۲ به آن جواب میدهند: باشگاهها، تورها، رویدادهای ورزشی و برنامههای سفر. اگر لغتهای سرگرمی و ورزش را بلد نباشی، حتی سؤال ساده هم گیجکننده میشود. اگر هنوز نقشهی کلی لغات لیسنینگ را ندیدهای، اول راهنمای لغات لیسنینگ آیلتس را بخوان.
چرا ورزش و سفر در سکشن ۱ و ۲ زیاد میآید؟
در سکشن ۱ معمولاً کسی برای ثبتنام، رزرو یا پرسوجو تماس میگیرد؛ در سکشن ۲ یک نفر دربارهی امکانات، برنامهها یا یک رویداد توضیح میدهد. هر دو موقعیت به لغتهای عملی نیاز دارند: نام فعالیت، روز و ساعت، قیمت و وسایل لازم. تمرین دقیق این لغتها یعنی پاسخهای سریعتر و کمخطاتر.
سرگرمیها
بعضی سرگرمیها آشنا هستند و بعضی نه. این جدول ترکیبی از هر دو را دارد:
| لغت | معنی | نکتهی املا یا تلفظ |
|---|---|---|
| orienteering | جهتیابی با نقشه و قطبنما | هجا: o-ri-en-teer-ing |
| caving / spelunking | غارنوردی | spelunking بیشتر آمریکایی است |
| archery | تیراندازی با کمان | با ch نوشته میشود |
| ice skating | اسکیت روی یخ | دو کلمه |
| scuba-diving | غواصی با کپسول اکسیژن | خطتیرهدار، یک کلمه |
| snorkelling | غواصی سطحی با ماسک و لوله | آمریکایی: snorkeling |
| skateboarding | اسکیتبرد | سه بخش: skate-board-ing |
| darts | دارت | همیشه جمع |
| billiards / snooker | بیلیارد / اسنوکر | snooker در بریتانیا محبوب است |
| photography | عکاسی | تکیه روی هجای دوم |
| pottery | سفالگری | دو t |
| woodcarving | منبتکاری چوب | یک کلمه |
| gardening | باغبانی | با یک d: gar-den-ing |
| stamp collection | کلکسیون تمبر | collection با ction |
| embroidery | گلدوزی | با oi |
| chess | شطرنج | ساده اما پرتکرار |
وقتی گوینده اسم یک سرگرمی غیرمعمول را میگوید، معمولاً بلافاصله آن را توضیح میدهد؛ مثلاً «orienteering — that's finding your way with a map and a compass». به عبارتهایی مثل that's، which means و in other words گوش بده. اگر معنی لغت را نمیدانی، همین توضیح کوتاه معمولاً کافی است، به شرط اینکه املای خود لغت را بلد باشی؛ برای همین املا و معنی را با هم تمرین کن.
ورزشها و زمینهای ورزشی
دو نوع لغت را باید جدا یاد بگیری: نام ورزشها و نام محل انجام آنها. برای هر ورزش یک محل مخصوص وجود دارد.
| لغت | معنی | نکته |
|---|---|---|
| cricket | کریکت | در بریتانیا و استرالیا محبوب است |
| baseball | بیسبال | بیشتر در آمریکا |
| basketball | بسکتبال | با court بازی میشود |
| rugby | راگبی | با pitch بازی میشود |
| soccer | فوتبال | در بریتانیا اغلب football میگویند |
| American football | فوتبال آمریکایی | با football بریتانیایی فرق دارد |
| hockey | هاکی | ممکن است روی چمن یا یخ باشد |
| tennis | تنیس | روی court |
| squash | اسکواش | در محوطهی بسته |
| badminton | بدمینتون | با ton در آخر: bad-min-ton |
| ping-pong | پینگپنگ (تنیس روی میز) | خطتیرهدار، یک کلمه |
| judo | جودو | ورزش رزمی ژاپنی |
| swimming | شنا | با pool |
| walking / jogging | پیادهروی / دویدن نرم | برای تناسب اندام |
| لغت | برای چه ورزشهایی؟ | نکته |
|---|---|---|
| court | تنیس، بسکتبال، اسکواش، بدمینتون | زمین محدود و تعریفشده |
| pitch | فوتبال، کریکت، راگبی | بریتانیایی؛ زمین چمن |
| field | بیسبال، ورزشهای میدانی | زمین باز |
| stadium | مسابقات بزرگ | ورزشگاه با جایگاه تماشاگران |
| gymnasium / gym | تمرین با وسایل | gym کوتاهشده است |
| championship | مسابقات قهرمانی | اسم مسابقه، نه مکان |
| athlete | ورزشکار | دو هجا: ath-lete |
| team | تیم | گروه بازیکنان |
در توضیح امکانات یک مرکز ورزشی، چند لغت کنار هم میآیند: court برای بازی، changing room برای تعویض لباس و locker برای وسایل شخصی. سؤالها ممکن است بپرسند کدام امکانات رایگاناند و کدام هزینه دارند؛ پس عبارتهای free of charge، extra cost و membership required را هم بشناس. بین سه واژهی team (تیم)، club (باشگاه) و league (لیگ) هم فرق بگذار، چون هر کدام پاسخ متفاوتی میسازد.
| لغت | معنی | نکته |
|---|---|---|
| the discus | پرتاب دیسک | با the میآید |
| the javelin | پرتاب نیزه | با the میآید |
| the hammer | پرتاب چکش | ورزش میدانی، نه ابزار |
| the high jump | پرش ارتفاع | با the میآید |
| horse racing | مسابقهی اسبدوانی | دو کلمه |
| show jumping | پرش با اسب | مسابقهی پرش از مانع |
| polo | چوگان | با اسب بازی میشود |
ورزشهای هیجانی
ورزشهای پرهیجان معمولاً لغتهای طولانی و املای سخت دارند. وقتی میشنویشان، باید هجابههجا بنویسی:
| لغت | معنی | نکتهی املا |
|---|---|---|
| paragliding | پاراگلایدینگ | para + gliding |
| hang-gliding | دلتاپلان | خطتیرهدار، یک کلمه |
| skydiving | پرش با چتر نجات | یک کلمه |
| abseiling | فرود با طناب از ارتفاع | ab-seil-ing؛ آمریکایی: rappelling |
| snowboarding | اسنوبرد | snow + board + ing |
| bungee jumping | بانجیجامپینگ | با ee و دو کلمه |
| surfing | موجسواری | دو f |
| windsurfing | بادبانسواری | wind + surf + ing |
| jet-skiing | جتاسکی | خطتیرهدار |
| white-water rafting | رفتینگ در آبهای خروشان | white-water یک کلمه است |
| kitesurfing | کایتسرفینگ | kite + surfing |
| mountain biking | دوچرخهسواری کوهستان | دو کلمه |
| canoeing | قایقرانی با کانو | با oe |
برای ورزشهای هیجانی، گوینده معمولاً شرطها را هم میگوید: حداقل سن (minimum age)، توانایی شنا (you must be able to swim) یا تجهیزات اجباری (helmets are compulsory). این جملهها در سؤالهای تکمیل جمله و چندگزینهای زیاد میآیند و دوباره لغتهای compulsory، voluntary و optional را میبینی.
تناسب اندام، سلامت و تغذیه
موضوع سلامت در سکشنهای ۱ تا ۳ زیاد میآید: باشگاه، رژیم، پروژهی دانشجویی دربارهی تغذیه. دو جدول کوتاه پوشش میدهد:
| لغت | معنی | نکته |
|---|---|---|
| yoga | یوگا | ساده اما پرتکرار |
| tai-chi | تایچی | خطتیرهدار |
| keep-fit | ورزشهای تناسب اندام | خطتیرهدار، معمولاً صفت یا اسم |
| treadmill | تردمیل | دستگاه دویدن |
| barbell | هالتر | در بدنسازی |
| press-up / push-up | شنا (حرکت ورزشی) | بریتانیایی / آمریکایی |
| outdoor activities | فعالیتهای فضای باز | مثل کوهنوردی |
| leisure time | اوقات فراغت | زمان آزاد |
| recreation | تفریح و سرگرمی | recreation center یعنی مرکز تفریحی |
| لغت | معنی | نکته |
|---|---|---|
| balanced diet | رژیم غذایی متعادل | عبارت ثابت |
| food pyramid | هرم غذایی | نمودار گروههای غذایی |
| protein | پروتئین | در گوشت، تخممرغ و حبوبات |
| carbohydrates | کربوهیدراتها | در برنج، ماکارونی و نان |
| vitamin | ویتامین | با تلفظ /ˈvɪtəmɪn/ در بریتانیایی |
| minerals | مواد معدنی | مثل zinc |
| zinc | روی | یک مادهی معدنی |
| cereals | غلات | مثل گندم و جو |
| citrus fruits | مرکبات | مثل پرتقال و لیمو |
| egg yolk | زردهی تخممرغ | با y |
| seafood | غذاهای دریایی | یک کلمه |
| yoghurt | ماست | بریتانیایی: yoghurt، آمریکایی: yogurt |
| vegetarian | گیاهخوار | با -ian |
| salad bar | بار سالاد | دو کلمه |
| treatment / remedy | درمان / چارهی خانگی | دربارهی بیماری |
سفر و اقامت
سفر و گردشگری در سکشن ۱ و ۲ زیاد میآید. این لغتهای اقامت و تور را بشناس:
| لغت | معنی | نمونه |
|---|---|---|
| guided tour | تور با راهنما | A guided tour starts at ten |
| ticket office | باجهی بلیت | The ticket office is by the entrance |
| souvenir | سوغاتی | You can buy souvenirs in the gift shop |
| reservation | رزرو | I'd like to make a reservation |
| tourist attraction | جاذبهی گردشگری | The castle is a major tourist attraction |
| hostel | مسافرخانهی ارزان | The hostel has shared rooms |
| suite | سوئیت | The suite includes a kitchen |
| single / double room | اتاق یکنفره / دونفره | A double room costs sixty pounds |
| picnic | پیکنیک | Lunch will be a picnic |
| memorable | بهیادماندنی | It was a memorable trip |
| aquarium | آکواریوم | The aquarium opens at nine |
برای رزرو اقامت، این عبارتها هم پرتکرارند: bed and breakfast (اتاق همراه صبحانه)، half board (صبحانه و شام)، full board (سه وعده)، en suite (اتاق با سرویس بهداشتی اختصاصی) و per person per night (هر نفر در هر شب). تلهی رایج این است که قیمت به ازای هر نفر باشد و تو آن را قیمت کل اتاق بنویسی؛ پس همیشه واحد قیمت را هم بشنو.
حملونقل و وسایل نقلیه
در سؤالهای حملونقل، گوینده اغلب مسیر و مدت را با هم میگوید، مثل «the ferry takes about forty minutes» یا «the coach leaves from platform six». عدد و نام وسیله را همزمان بشنو و به واحدها دقت کن: دقیقه، ساعت یا شمارهی سکو. در حملونقل، تفاوت بریتانیایی و آمریکایی مهم است. این دو جدول وسایل نقلیهی آبی و هوایی و زمینی را پوشش میدهند:
| لغت | معنی | نکته |
|---|---|---|
| ferry | کشتی مسافربری کوتاهمسیر | برای عبور از رود یا دریا |
| hovercraft | هاورکرفت (شناور روی بالشتک هوا) | روی آب و خشکی حرکت میکند |
| container ship | کشتی کانتینربر | برای shipment کالا |
| cargo plane | هواپیمای باری | برای بار، نه مسافر |
| dinghy / sailboat | قایق کوچک / قایق بادبانی | dinghy sailing یک ورزش است |
| rowing boat / rowboat | قایق پارویی | بریتانیایی / آمریکایی |
| kayak / canoe | کایاک / کانو | با پارو حرکت میکنند |
| gondola | گوندولا | قایق ونیزی |
| helicopter | هلیکوپتر | پرواز عمودی |
| seaplane | هواپیمای آبنشین | روی آب فرود میآید |
| hot-air balloon | بالون هوای گرم | خطتیرهدار |
| crew / passenger | خدمه / مسافر | دو گروه داخل وسیله |
| platform | سکو (ایستگاه قطار) | قطار از platform حرکت میکند |
| لغت | معنی | نکته |
|---|---|---|
| double-decker bus | اتوبوس دوطبقه | خطتیرهدار |
| minibus | مینیبوس | یک کلمه |
| coach | اتوبوس بینشهری | بریتانیایی |
| tram | تراموا | روی ریل خیابانی |
| van | ون | برای حمل بار یا مسافر |
| lorry / truck | کامیون | بریتانیایی / آمریکایی |
| tanker | تانکر | برای مایعات |
| forklift truck | لیفتراک | در انبار |
| tow truck | جرثقیل حمل خودرو | به breakdown truck هم میگویند |
| pickup / jeep | وانت / جیپ | خودروی سبک |
| caravan / camper | کاروان / ون اردویی | برای اقامت متحرک |
| tractor | تراکتور | در مزرعه |
| taxi / cab | تاکسی | هر دو رایجاند |
| underground / subway | مترو | بریتانیایی / آمریکایی |
| steam train | قطار بخار | قدیمی |
| freight train / goods train | قطار باری | آمریکایی / بریتانیایی |
گویندهها در آزمون آیلتس ممکن است انگلیسی بریتانیایی، استرالیایی، نیوزیلندی یا آمریکای شمالی حرف بزنند. پس هر دو شکل رایج (مثل lorry و truck) را بشناس.
| بریتانیایی | آمریکایی | معنی |
|---|---|---|
| lorry | truck | کامیون |
| underground / tube | subway | مترو |
| car park | parking lot | پارکینگ |
| petrol | gas | بنزین |
| pavement | sidewalk | پیادهرو |
| holiday | vacation | تعطیلات |
| return ticket | round-trip ticket | بلیت رفتوبرگشت |
| single ticket | one-way ticket | بلیت یکطرفه |
نمونهی یک سخنرانی سکشن ۲ و تحلیل
برای تمرین، این تکگویی کوتاه را بخوان (متن را خودمان برای آموزش نوشتهایم). فرض کن باید این یادداشت را کامل کنی: اولین فعالیت شنبه، فعالیت جایگزین، هزینه و وسیلهای که باید بیاوری.
Welcome to the Lakeside Activity Weekend. On Saturday morning there's abseiling, starting at ten. If you prefer something calmer, orienteering begins at half past ten. Lunch is a picnic by the lake.
به آخر هفتهی فعالیتهای کنار دریاچه خوش آمدید. شنبه صبح فرود با طناب داریم که ساعت ده شروع میشود. اگر چیز آرامتری میخواهید، جهتیابی ساعت ده و نیم شروع میشود. ناهار پیکنیک کنار دریاچه است.
After lunch you can choose between kayaking and archery. The activity fee is forty-five pounds, and it includes all the equipment, but please bring your own helmet for the mountain biking on Sunday.
بعد از ناهار میتوانید بین کایاک و تیراندازی با کمان یکی را انتخاب کنید. هزینهی فعالیتها چهلوپنج پوند است و همهی تجهیزات را شامل میشود، اما لطفاً برای دوچرخهسواری کوهستان یکشنبه کلاه ایمنی خودتان را بیاورید.
| جای خالی | پاسخ درست | تله |
|---|---|---|
| First activity on Saturday | abseiling | املای abseiling؛ ساعت ده |
| Calmer alternative | orienteering | بعد از if you prefer میآید |
| Activity fee | £45 | عدد ترکیبی است؛ هر دو رقم را بشنو (forty-five = 45) |
| Bring your own | helmet | تجهیزات شامل کلاه نیست؛ فقط برای یکشنبه |
چطور این لغتها را تمرین کنیم؟
۱. گروه به گروه پیش برو. یک روز سرگرمی، یک روز ورزش، یک روز سفر. با دستهبندی، لغت بعدی را پیشبینی میکنی.
۲. لغتهای طولانی را هجا کن. orienteering، abseiling و kitesurfing را بلند بخوان و بعد بنویس.
۳. جفتهای بریتانیایی و آمریکایی را کنار هم بنویس. در فهرست مرورت هر دو شکل را نگه دار.
۴. گوش بده و تکرار کن. روش سایهزنی کمک میکند لغتها را با آهنگ طبیعی جمله بشنوی.
۵. بعد از هر تست اشتباههایت را مرور کن. انواع سؤال لیسنینگ آیلتس را بخوان تا بدانی این لغتها در چه قالبهایی میآیند.
اگر پرسوجو و پرداخت هم برایت مهم است، لغات سکشن ۱ را ببین، و برای سؤالهای مسیر و مکان لغات نقشه را بخوان.
تمرین سرگرمی، ورزش و سفر
خودت را محک بزن
- Fill in: A tennis ___ / A football ___ (court / pitch)
- British English for 'truck':
- How many words is 'hang-gliding' in a word limit?
- Which is correct? absailing / abseiling
- American English for 'underground' (metro):
مشاهده پاسخها
- court / pitch — تنیس روی court و فوتبال روی pitch.
- lorry — بریتانیایی است.
- One word — خطتیرهدار یک کلمه است.
- abseiling — با seil.
- subway — آمریکایی است.
جمعبندی
لغتهای ورزش، سرگرمی و سفر ساده به نظر میرسند، اما با املای عجیب، تفاوت بریتانیایی و آمریکایی و جزئیات قیمت و ساعت همراهاند. پنج گروه را دستهای تمرین کن، لغتهای طولانی را هجا کن و آنچه شنیدهای را همانطور بنویس.
پرسشهای متداول
لغات ورزش و سرگرمی در کدام سکشن لیسنینگ آیلتس بیشتر میآید؟
بیشتر در سکشنهای ۱ و ۲ که موقعیت روزمرهاند؛ مثلاً ثبتنام در باشگاه، معرفی یک رویداد یا توضیح فعالیتهای آخر هفته. گاهی هم در سکشنهای ۳ و ۴ بهعنوان موضوع پروژه یا تحقیق ظاهر میشوند.
pitch، court و field چه فرقی دارند؟
به نوع ورزش بستگی دارد. Court برای تنیس، بسکتبال و اسکواش است، pitch برای فوتبال، کریکت و راگبی و field برای بیسبال یا ورزشهای میدانی. در آمریکایی field گاهی برای فوتبال هم میآید.
underground و subway یکی هستند؟
بله، هر دو یعنی مترو. Underground بریتانیایی و subway آمریکایی است. در بریتانیا tube هم میگویند. در آزمون هر دو گونه ممکن است شنیده شود، پس هر دو را بشناس.
املای لغتهای ورزشی طولانی مثل abseiling را چطور یاد بگیرم؟
لغت را به هجا بشکن (ab-seil-ing)، از حفظ بنویس و در فهرست خطاهایت نگه دار. همچنین این لغتها را در جمله بنویس، نه تنها، تا شکلشان با معنی در ذهن بماند.
آیا باید همهی ورزشها و سرگرمیها را حفظ کنم؟
لازم نیست. اول ورزشهای رایج و لغتهای امکانات (court, pitch, stadium) و بعد فعالیتهای کمتر رایج مثل orienteering را یاد بگیر. در سؤال معمولاً نام فعالیت خاص را میشنوی و مینویسی.





