لغات لیسنینگ آیلتس سکشن ۳؛ واژگان دانشگاهی، تکلیف، پژوهش و پروژه
لغات سکشن ۳ لیسنینگ آیلتس را یاد بگیر: دوره و تکلیف، رشتههای دانشگاهی، پژوهش و پرسشنامه، بازاریابی و عبارتهای تغییر نظر؛ با معنی، مثال و تمرین.

در این مقاله میخوانید
بعد از سکشن ۱ که گفتوگوی دو نفرهی روزمره است، در سکشن ۳ ناگهان با لغتهای دانشگاهی، چند گوینده و نظرهای متناقض روبهرو میشوی. داوطلبها معمولاً نه بهخاطر لغتهای نایاب، بلکه بهخاطر از دست دادن جریان بحث نمره از دست میدهند. اگر هنوز روش کلی یادگیری لغت لیسنینگ را نخواندهای، اول راهنمای لغات لیسنینگ آیلتس را ببین و بعد به این مقاله برگرد.
سکشن ۳ دقیقاً چه چیزی است؟
سکشن ۳ یک گفتوگو در فضای آموزشی است. معمولاً چند دانشجو با یک استاد، یا دو دانشجو با هم، دربارهٔ تکلیف، پروژهٔ گروهی، پژوهش یا ارائه صحبت میکنند. سؤالها اغلب چندگزینهای، تطبیق (matching) و تکمیل جمله یا یادداشتاند؛ مرورشان را در انواع سؤال لیسنینگ آیلتس ببین.
لغتهای این سکشن را میشود در چهار گروه دید:
| گروه | نمونه | کاربرد در سؤال |
|---|---|---|
| Course and assignment | deadline, handout, feedback | مهلت، تکلیف یا نوع بازخورد را تکمیل میکنی |
| Subjects | anthropology, archaeology, economics | رشته یا موضوع پروژه را مینویسی |
| Research and marketing | questionnaire, survey, sample | روش پژوهش یا تعداد نمونه را تشخیص میدهی |
| Opinion phrases | actually, on second thought | تصمیم نهایی گوینده را پیدا میکنی |
گفتوگوی سکشن ۳ معمولاً یک الگوی آشنا دارد: ورود به موضوع، توضیح مشکل یا هدف، مطرحشدن چند گزینه، بحث دربارهی مزیت و عیب هر گزینه و در نهایت تصمیم. اگر این الگو را بدانی، میفهمی هر لحظه در کدام مرحلهای: وقتی گزینهها را میشنوی هنوز جواب نهایی نیست و وقتی عبارتی مثل let's go with یا I'll do that میشنوی، به پاسخ رسیدهای.
لغات دوره و تکلیف دانشگاهی
اینجا لغتهایی هستند که هر بار در گفتوگوی استاد و دانشجو میشنوی. برخی در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی کمی فرق میکنند که زیر جدول توضیح دادهام:
| لغت | معنی | نمونه |
|---|---|---|
| course outline | سرفصل یا ریز مطالب درس | The course outline is on the website |
| handout | برگه یا جزوهای که در کلاس داده میشود | I'll give you a handout at the end |
| written work | تکلیف کتبی | Written work counts for forty percent |
| report writing | گزارشنویسی | Report writing is a core skill |
| proofreading | بازخوانی و غلطگیری نهایی متن | Proofreading takes longer than you think |
| assessment | ارزیابی یا سنجش | The assessment is a group presentation |
| module | واحد یا بخش درسی | This module runs for twelve weeks |
| lecture | کلاس سخنرانی | The lecture starts at nine |
| tutor | استاد مشاور یا راهنمای گروه کوچک | My tutor suggested a new topic |
| supervisor | استاد راهنمای پروژه یا پایاننامه | My supervisor approved the plan |
| dissertation | پایاننامه (در بریتانیایی برای لیسانس و ارشد) | The dissertation is due in June |
| deadline | مهلت تحویل | The deadline is Friday at noon |
| attendance | حضور در کلاس | Attendance is compulsory |
| feedback | بازخورد | The tutor gave detailed feedback |
| department | گروه یا بخش آموزشی | Speak to the head of department |
| registrar's office | دفتر ثبتنام و امور آموزشی | Submit the form to the registrar's office |
| placement test | آزمون تعیین سطح | You take a placement test first |
| bachelor's degree | مدرک لیسانس | She has a bachelor's degree in law |
| higher education | آموزش عالی | Higher education is expanding |
| student support services | خدمات پشتیبانی دانشجویی | Student support services offer free advice |
| textbook | کتاب درسی | Which textbook do we use |
| leaflet | بروشور | Take a leaflet from the desk |
در بریتانیا dissertation معمولاً پایاننامهی لیسانس یا ارشد و thesis پایاننامهی دکتری است؛ در آمریکا اغلب برعکس. اگر در سؤال یکی از اینها را دیدی، اول ببین گوینده از چه سطحی حرف میزند.
رشتهها و موضوعهای درسی
اسم رشتهها در سکشن ۳ زیاد میآید، چه بهعنوان موضوع پروژه و چه برای معرفی دانشجو. بیشترشان املا یا تلفظ ویژهای دارند:
| لغت | معنی | نکته |
|---|---|---|
| archaeology | باستانشناسی | ch مثل k تلفظ میشود؛ در آمریکایی archeology هم آمده |
| anthropology | انسانشناسی | با th نوشته میشود: anthro- |
| architecture | معماری | ch مثل k تلفظ میشود |
| psychology | روانشناسی | p اول تلفظ نمیشود اما نوشته میشود |
| philosophy | فلسفه | ph مثل f تلفظ میشود |
| economics | اقتصاد | تکیه روی nom است: eco-NOM-ics |
| statistics | آمار | تکیه روی هجای دوم است |
| mathematics | ریاضی | کوتاهشده: maths (بریتانیایی) یا math (آمریکایی) |
| agriculture | کشاورزی | تکیه روی هجای اول: AG-ri-cul-ture |
| literature | ادبیات | تکیه روی هجای اول |
| geography | جغرافیا | با ph نه f |
| performing arts | هنرهای نمایشی | مثل تئاتر و رقص |
| visual arts | هنرهای تجسمی | مثل نقاشی و مجسمهسازی |
| humanities | علوم انسانی | جمع است و همیشه با s میآید |
پژوهش، پرسشنامه و بازاریابی
پروژههای دانشجویی در سکشن ۳ اغلب دربارهٔ نظرسنجی یا بازاریابیاند؛ مثلاً دو دانشجو میخواهند از مشتریهای یک کافه نظرسنجی کنند. این لغتها را بشناس:
| لغت | معنی | نمونه |
|---|---|---|
| questionnaire | پرسشنامه | We handed out a questionnaire |
| survey | نظرسنجی یا بررسی | The survey covers two hundred students |
| poll | نظرسنجی سریع | Online polls are quick |
| sample | نمونهی آماری | A larger sample gives better results |
| collecting data | جمعآوری داده | Collecting data will take two weeks |
| research method | روش پژوهش | Which research method did you choose |
| statistics | آمار و دادههای عددی | The statistics show a small increase |
| mass media | رسانههای عمومی | The mass media influence opinion |
| leadership | رهبری | Leadership is the topic of the talk |
| strategies | راهبردها | The company changed its strategies |
| customer | مشتری | Every customer received a coupon |
| special offer | پیشنهاد ویژه | There is a special offer this week |
| profit margin | حاشیهی سود | The profit margin is small |
| merchandise | کالا یا محصولات فروشگاه | The merchandise arrives on Monday |
| recruitment | استخدام و جذب نیرو | The recruitment process takes a month |
| trainee | کارآموز | A trainee shadows a manager |
فعلها و صفتهای پرتکرار
در گفتوگوهای دانشگاهی، فعلها و صفتها نظر و برنامه را نشان میدهند. این فعلها را با معنی دانشگاهیشان بشناس:
| فعل | معنی | نمونه |
|---|---|---|
| revise | دوباره مرور کردن (برای امتحان) | I need to revise before the exam |
| edit | ویرایش کردن | Please edit your first draft |
| supervise | نظارت و راهنمایی کردن | Who will supervise the project |
| collect | جمع کردن (داده یا مواد) | We will collect data online |
| persuade | متقاعد کردن | She persuaded him to change topic |
| concentrate | تمرکز کردن | It's hard to concentrate in the library |
| suggest | پیشنهاد دادن | I suggest we meet on Tuesday |
| arrange | ترتیب دادن یا هماهنگ کردن | I'll arrange a meeting |
| borrow | قرض گرفتن | You can borrow books for a month |
| register | ثبتنام کردن | Register before the end of the week |
| donate | اهدا کردن | They donated the equipment |
| surpass | پیشی گرفتن | Sales surpassed expectations |
| صفت | معنی | نکته |
|---|---|---|
| mandatory / compulsory | اجباری | مترادفاند |
| voluntary / optional | اختیاری | ضد mandatory |
| intensive | فشرده | مثل intensive course |
| practical | عملی | در برابر theoretical |
| flexible | انعطافپذیر | مثل flexible deadlines |
| temporary | موقت | ضد permanent |
| permanent | دائمی | ضد temporary |
| various | متنوع | بعدش اسم جمع میآید |
| knowledgeable | آگاه | با knowledge (دانش) فرق دارد |
| optimistic / pessimistic | خوشبین / بدبین | نظر را نشان میدهد |
جفتهای ضد مثل mandatory / voluntary و temporary / permanent در سؤالها زیاد تله میشوند: سؤال یک صفت را میگوید و گوینده ضد آن را با نفی میآورد؛ مثلاً It's not compulsory یعنی اختیاری است. پس نفی را هم بشنو و فقط به لغت اصلی قناعت نکن.
عبارتهای نظر، موافقت و تغییر نظر
قلب سکشن ۳ اینجاست: گویندهها نظرشان را عوض میکنند. اگر فقط به لغتهای اصلی گوش بدهی و عبارتهای تغییر نظر را نشناسی، اولین پاسخ را مینویسی و سؤال را از دست میدهی. این جدول را برای شناسایی سیگنالها به کار ببر:
| عبارت | معنی | چه اتفاقی میافتد؟ |
|---|---|---|
| Actually, ... | در واقع... | اصلاح یا تغییر نظر در راه است |
| On second thought | دوباره که فکر میکنم | گوینده نظرش را عوض کرده |
| I was going to..., but | قصد داشتم... اما | برنامهی اول کنار رفته |
| That makes sense. | منطقی است. | موافقت با پیشنهاد |
| I'm not so sure about that. | مطمئن نیستم. | مخالفت ملایم |
| The main drawback is... | مشکل اصلی این است... | بعدش نکتهی منفی میآید |
| What I'd suggest is... | پیشنهاد من این است... | توصیهی نهایی |
| Let's stick with... | همان را نگه داریم... | تصمیم نهایی |
| That's a good point, but... | نکتهی خوبی است اما... | مخالفت در راه است |
در سؤالهای تطبیق معمولاً باید بفهمی «کدام دانشجو» چه نظری دارد. اسم گویندهها را همان ابتدا روی برگه بنویس و کنار هر نظر علامت بزن. نکتهی دیگر اینکه گویندهها گاهی نظر یکدیگر را تکرار میکنند: Exactly! و That's what I was thinking یعنی موافقت با نظر قبلی، نه یک نظر جدید؛ پس آن را به گویندهی قبلی هم نسبت بده.
نمونهی یک گفتوگوی سکشن ۳ و تلههایش
برای دیدن چطور این لغتها و سیگنالها در کنار هم میآیند، این گفتوگوی کوتاه را بخوان (متن را برای تمرین نوشتهایم). فرض کن باید چهار جای خالی را پر کنی: تعداد پرسشنامهها، مهلت پیشنویس، شکل ارائه و اینکه چه کسی گزارش را بازخوانی میکند.
Tutor: Maya, how's the marketing project going? Maya: We planned to give out a questionnaire to two hundred customers, but the department says a hundred is enough.
استاد: مایا، پروژهی بازاریابی چطور پیش میرود؟ مایا: قصد داشتیم به دویست مشتری پرسشنامه بدهیم، اما دپارتمان میگوید صد نفر کافی است.
Tutor: That sounds sensible. And when is the first draft due? Maya: The ninth of May — actually, no, sorry, the twelfth. They moved the deadline because of the bank holiday.
استاد: منطقی است. پیشنویس اول کی باید تحویل داده شود؟ مایا: نهم مه — نه، ببخشید، دوازدهم. بهخاطر تعطیلی رسمی مهلت را عقب انداختند.
Tutor: How will you present the results? Maya: We were thinking of a poster, but my partner prefers a short presentation with a handout. Tutor: I'd suggest the presentation. A poster gets less feedback.
استاد: نتایج را چطور ارائه میدهید؟ مایا: به پوستر فکر میکردیم، اما همگروهیام یک ارائهی کوتاه همراه جزوه را ترجیح میدهد. استاد: ارائه را پیشنهاد میکنم. پوستر بازخورد کمتری میگیرد.
Tutor: And do ask the student support services to proofread your report before you submit it.
استاد: و حتماً از خدمات پشتیبانی دانشجویی بخواهید قبل از تحویل، گزارش را بازخوانی کنند.
| جای خالی | پاسخ درست | تله |
|---|---|---|
| Number of questionnaires | 100 | عدد اول ۲۰۰ بود، اما دپارتمان گفت صد کافی است |
| First draft due | 12 May | نهم مه با actually اصلاح شد و شد دوازدهم |
| Presentation format | presentation (with a handout) | پوستر مطرح شد، اما استاد ارائه را پیشنهاد کرد |
| Proofreading by | student support services | لغت proofread از روی صدا باید فهمیده شود |
چطور واژگان سکشن ۳ را تمرین کنیم؟
۱. لغتها را با موقعیتشان یاد بگیر. یک جملهی کوتاه از زبان استاد یا دانشجو کنار هر لغت بنویس، نه فقط معنی فارسی.
۲. عبارتهای تغییر نظر را از حفظ کن. هر بار actually یا on second thought شنیدی، مکث کن و ببین چه چیزی عوض شد.
۳. مترادفها را بشناس. deadline در سؤال ممکن است در صدا due date یا hand it in by بشود؛ روش کامل در تکنیک پارافریز آمده است.
۴. هنگام گوشدادن یادداشت بردار. اولین حرفهای گفتوگو را کامل ننویس؛ فقط اعداد، تاریخها و تصمیمها را ثبت کن. جزئیات در تکنیک یادداشتبرداری هست.
۵. گفتوگوی دانشجویی واقعی گوش بده. پادکستها و ویدیوهای دانشجویی به گوشت کمک میکنند سرعت طبیعی و لهجهها را بگیرد؛ چند پیشنهاد در پادکستهای انگلیسی هست.
تمرین سکشن ۳
خودت را محک بزن
- Which word means 'compulsory'? mandatory / voluntary / temporary
- You hear: 'The deadline is Monday — actually, Wednesday.' What is the deadline?
- Who supervises a dissertation? tutor / supervisor / registrar
- A questionnaire is a set of ___ used to collect information.
- In British English, dissertation usually refers to a ___ degree project.
مشاهده پاسخها
- mandatory — یعنی اجباری.
- Wednesday — با actually اصلاح شده است.
- supervisor — استاد راهنمای پروژه.
- questions — پرسشنامه مجموعهای از پرسشهاست.
- bachelor's or master's — معمولاً لیسانس یا ارشد.
جمعبندی
سکشن ۳ لغتهای سخت ندارد؛ دنبالکردن جریان بحث و شناختن لحظهی تغییر نظر مهارت اصلی است. دوره و تکلیف، رشتهها، پژوهش و پرسشنامه را دستهای یاد بگیر، عبارتهای سیگنال را تمرین کن و بعد از هر تست، اشتباههایت را نوعبندی کن. برای ادامه، سراغ سخنرانیهای دانشگاهی سکشن ۴ در لغات محیط زیست و طبیعت برو.
پرسشهای متداول
در سکشن ۳ لیسنینگ آیلتس چند نفر صحبت میکنند؟
سکشن ۳ یک گفتوگو در محیط آموزشی یا آموزشی-کاری است که حداکثر چهار نفر در آن صحبت میکنند؛ معمولاً دانشجوها و استاد دربارهی تکلیف، پروژه یا پژوهش حرف میزنند.
چرا سکشن ۳ از سکشن ۱ سختتر به نظر میرسد؟
چون گویندهها بیشترند، نظرها و مخالفتها رد و بدل میشود، گفتوگو سریعتر است و لغتها دانشگاهیترند. گویندهها هم اغلب نظر یا برنامهشان را وسط صحبت عوض میکنند.
تفاوت dissertation و thesis چیست؟
در انگلیسی بریتانیایی dissertation معمولاً برای لیسانس یا ارشد و thesis برای دکتری به کار میرود. در انگلیسی آمریکایی اغلب برعکس است: thesis برای ارشد و dissertation برای دکتری.
tutor و supervisor در دانشگاه چه فرقی دارند؟
Tutor استادی است که درس یا راهنمایی گروههای کوچک را انجام میدهد و supervisor کسی است که بر یک پروژهی پژوهشی یا پایاننامهی مشخص نظارت میکند. در گفتوگو هر دو ممکن است بیایند.
در سؤالهای چندگزینهای سکشن ۳ چطور از تلهها دور بمانم؟
گزینهای را انتخاب کن که در تصمیم نهایی گوینده آمده. گویندهها اغلب چند گزینه را مطرح میکنند و بعد با کلمههایی مثل actually یا but نظر را عوض میکنند.





