گرامر · سطح A2Adjectives
صفت در انگلیسی؛ جایگاه، ترتیب صفتها، too و enough، so و such
در فارسی صفت بعد از اسم میآید (کیف قرمز) و در انگلیسی قبل از آن (a red bag). صفت انگلیسی جمع هم بسته نمیشود: two red bags، نه two reds bags. این درس جای صفت، ترتیب چند صفت کنار هم و چند ساختار پرکاربرد را توضیح میدهد. صفت تفضیلی و عالی درس جدا دارد.
- حدود ۴ دقیقه
- ۲ مثال
- ۶ سؤال تمرینی
آخر این درس میتوانی:
- صفت را در جای درست بگذاری و چند صفت را به ترتیب درست بچینی
- فرق `bored` و `boring` را بدانی
- `too`، `enough`، `so` و `such` را درست به کار ببری
مسیر این درس۸ بخش
جایگاه صفت
| جایگاه | مثال | نکته |
|---|---|---|
| قبل از اسم | a comfortable chair | برعکس فارسی |
| بعد از افعال ربطی | This chair is comfortable. | be, look, seem, feel, become |
| بعد از ضمایر نامعین | something interesting, nobody special | صفت بعد از something میآید |
| بعد از اندازهگیری | two metres tall, ten years old | عدد + واحد + صفت |
- صفت جمع نمیشود: expensive cars، نه expensives cars.
- چند صفت فقط بعد از فعل میآیند: asleep، afraid، alone، alive. میگوییم The baby is asleep، ولی قبل از اسم a sleeping baby.
- صفت بهجای اسم با the، برای یک گروه از آدمها: the rich، the elderly، the unemployed (فعل جمع).
ترتیب صفتها (Adjective order)
وقتی چند صفت قبل از اسم میآیند، ترتیب ثابتی دارند. صفت نظری (خوب، زیبا) همیشه اول است و صفتهای واقعی (اندازه، رنگ، جنس) بعد. در عمل بیشتر از دو یا سه صفت کنار هم نمیآیند.
| ۱ نظر | ۲ اندازه | ۳ سن | ۴ شکل | ۵ رنگ | ۶ ملیت | ۷ جنس | ۸ کاربرد | اسم |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| beautiful | big | old | round | blue | Chinese | ceramic | vase | |
| nice | new | black | leather | running | shoes | |||
| lovely | small | Persian | silk | rug |
نکته
bored یا boring؟ صفتهای -ed و -ing
صفت -ing علت احساس را توصیف میکند (چیزی که احساس را ایجاد میکند) و صفت -ed خود احساس را در آدم.
| -ing (علت) | -ed (احساس) |
|---|---|
| The film was boring. | I was bored. |
| The news is shocking. | Everyone is shocked. |
| This exercise is confusing. | I'm confused. |
| Her story was interesting. | I'm interested in her story. |
نکته
too و enough
too یعنی «بیش از حد» و نتیجهاش منفی است. enough یعنی «به اندازهی کافی». too قبل از صفت میآید و enough بعد از صفت ولی قبل از اسم.
| ساختار | مثال | معنی |
|---|---|---|
| too + adjective | This coffee is too hot to drink. | آنقدر داغ است که نمیشود خورد. |
| adjective + enough | He isn't old enough to drive. | سنش برای رانندگی کافی نیست. |
| enough + noun | We don't have enough chairs. | صندلی به اندازهی کافی نداریم. |
| too much / too many + noun | There's too much traffic. | ترافیک خیلی زیاد است. |
نکته
so و such
هر دو معنی «آنقدر / چنین» دارند و برای تأکید یا نشان دادن نتیجه با that میآیند. فرق در کلمهی بعدی است.
| ساختار | مثال |
|---|---|
| so + adjective / adverb | The hotel was so nice. / She speaks so fast. |
| such + a / an + adjective + noun | It was such a nice hotel. |
| such + adjective + plural / uncountable | They're such kind people. / It was such good weather. |
| so much / so many + noun | There were so many people that we left. |
The test was so hard that nobody finished it.
امتحان آنقدر سخت بود که کسی تمامش نکرد.
It was such a long trip that we were exhausted.
آنقدر سفر طولانیای بود که از پا افتادیم.
اشتباههای رایج فارسیزبانها
اینها را تقریباً همهی ما یک بار گفتهایم؛ معمولاً چون جمله را از فارسی ترجمه میکنیم.
غلط:I bought a car red.
درست:I bought a red car.
صفت در انگلیسی قبل از اسم میآید.
غلط:They are very kinds people.
درست:They are very kind people.
صفت جمع بسته نمیشود.
غلط:I'm very boring in this class.
درست:I'm very bored in this class.
احساس خودت با -ed گفته میشود؛ boring یعنی خودت کسلکنندهای.
غلط:He isn't enough tall.
درست:He isn't tall enough.
enough بعد از صفت میآید.
غلط:It was so a beautiful day.
درست:It was such a beautiful day.
قبل از a + صفت + اسم، such میآید.
تمرین
خودت را محک بزن
جای خالی را در ذهنت پر کن، بعد جواب را ببین و به خودت نمره بده.
۰ از ۶
- ۱
Order: a / leather / black / nice / jacket
- ۲
The lecture was very ___. Half the students fell asleep. (bore)
- ۳
This box is ___ heavy for me to carry. (too / enough)
- ۴
Is the room big ___ for ten people?
- ۵
She is ___ a talented musician.
- ۶
I was ___ tired that I slept for 12 hours.
قدم بعدی
تمرین بیشتر با تصحیح خودکار
در بخش گرامر پنل روا برای همین درس تمرین تستی هست که همانجا تصحیح میشود. ورود فقط با شمارهی موبایل است.
تمرین صفتها در سطح A1پرسشهای متداول
ترتیب صفات در انگلیسی چیست؟
ترتیب معمول: نظر، اندازه، سن، شکل، رنگ، ملیت، جنس و کاربرد، و بعد اسم. مثلاً a beautiful old Italian car یا a small black plastic box.
فرق bored و boring چیست؟
boring چیزی را توصیف میکند که باعث کسالت میشود (a boring film) و bored احساس آدم را (I'm bored). همین الگو در interested/interesting و tired/tiring هم هست.
فرق so و such چیست؟
so قبل از صفت یا قید تنها میآید (so cold) و such قبل از اسم یا صفت + اسم (such a cold day، such cold weather).
این درس بخشی از فصل ۱۲: صفتها در نقشهی گرامر A1 تا C1 است.

