درس شنیداری روا · سطح متوسط (B1)
Should we eat ultra-processed food؟ درس 6 Minute English به فارسی
نوشتهٔ تیم روا · آخرین بازبینی

قسمت ۲۶۶ · متوسط (B1)
BBC 6 Minute English — Should we eat ultra-processed food?
6 Minute English · BBC Learning English
خلاصهٔ درس
فیل و پیپا دربارهٔ غذاهای فوقفرآوریشده حرف میزنند: غذاهایی مثل نان بستهبندی، بیسکویت شکلاتی و چیپس که پر از افزودنی، شیرینکننده و رنگ مصنوعیاند و با چاقی و دیابت ارتباط دارند. یک خبرنگار حوزهٔ سلامت راه سادهای برای تشخیصشان میدهد: اگر بیش از پنج ماده داشته باشند و چیزهایی در آنها باشد که در آشپزخانهٔ معمولی پیدا نمیکنی، احتمالاً فوقفرآوریشدهاند.
چرا با وجود ضررها این غذاها اینقدر محبوباند؟ جواب اصلی «راحتی» است: غذای آماده چند دقیقه در مایکروویو میرود و تمام، در حالی که پختن از صفر وقت میگیرد. پیام آخر اپیزود هم منطقی است: لازم نیست وحشت کنی؛ اعتدال در همهچیز. این قسمت برای سطح B1 پر از اصطلاحات روزمرهٔ «هر از گاهی» و «لذت پنهانی» است و موضوعش در اسپیکینگ آیلتس (غذا و سلامت) زیاد پرسیده میشود.
واژههای کلیدی با مثال تازه
هر واژه یکبار در جملهٔ خود اپیزود آمده و یکبار در مثالی که روا برای موقعیتهای روزمرهٔ تو نوشته است.
- ultra-processed/ˌʌltrə ˈprəʊsest/adjective
- فوقفرآوریشده؛ غذای صنعتی با مواد افزودنی مصنوعیمثال رواMost packaged snacks in the supermarket are ultra-processed.بیشتر تنقلات بستهبندیشدهٔ سوپرمارکت فوقفرآوریشدهاند.در اپیزودUltra-processed foods are everywhere, from sliced bread to chocolate biscuits and crisps.
- additives/ˈædɪtɪvz/noun
- افزودنیها؛ مواد اضافهشده به غذامثال رواThis juice has no additives, just fresh oranges.این آبمیوه هیچ افزودنیای ندارد، فقط پرتقال تازه است.در اپیزودFood containing artificial ingredients like additives and sweeteners.
- obesity/əʊˈbiːsəti/noun
- چاقی مفرطمثال رواChildhood obesity is rising in many big cities.چاقی کودکان در خیلی از شهرهای بزرگ رو به افزایش است.در اپیزودhave been linked to problems like obesity and diabetes
- convenience/kənˈviːniəns/noun
- راحتی؛ آسان و سریع بودنمثال رواI shop online for convenience, not because it's cheaper.بهخاطر راحتی اینترنتی خرید میکنم، نه چون ارزانتر است.در اپیزودOne reason for the popularity of ultra-processed food is convenience.
- ready meal/ˈredi miːl/noun
- غذای آمادهمثال رواAfter a long shift, I sometimes just heat up a ready meal.بعد از یک شیفت طولانی، گاهی فقط یک غذای آماده گرم میکنم.در اپیزودA ready meal is a meal from a supermarket that has already been prepared and can be heated up quickly in a microwave.
- from scratch/frəm skrætʃ/idiom
- از صفر؛ از ابتدا بدون استفاده از چیز آمادهمثال رواMy mum makes bread from scratch every Friday.مادرم هر جمعه نان را از صفر درست میکند.در اپیزودIf you do something from scratch, you do it from the very beginning without using anything that's already been made.
- guilty pleasure/ˈɡɪlti ˈpleʒə/noun
- لذت پنهانی؛ چیزی که دوستش داری اما کمی از آن خجالت میکشیمثال رواWatching old Turkish soap operas is my guilty pleasure.تماشای سریالهای قدیمی ترکی لذت پنهانی من است.در اپیزودA guilty pleasure is something you enjoy but think you shouldn't and feel a little embarrassed about.
- once in a while/wʌns ɪn ə waɪl/idiom
- گاهگاهی؛ هر از چند گاهیمثال رواI eat fast food once in a while, maybe twice a month.هر از چند گاهی فستفود میخورم، شاید ماهی دو بار.در اپیزودIs it OK for me to have a packet of crisps once in a while?
- from time to time/frəm taɪm tə taɪm/idiom
- گاهی؛ هر از گاهیمثال رواWe visit my grandparents in the village from time to time.هر از گاهی به پدربزرگ و مادربزرگم در روستا سر میزنیم.در اپیزودor is there a way for us to still enjoy them from time to time?
- everything in moderation/ˈevriθɪŋ ɪn ˌmɒdəˈreɪʃn/idiom
- اعتدال در همهچیز؛ زیادهروی نکنمثال رواCoffee isn't bad for you, as long as it's everything in moderation.قهوه برایت بد نیست، به شرط اینکه در هیچ چیز زیادهروی نکنی.در اپیزودAnd finally, the phrase everything in moderation is used to advise someone that it's best to avoid too much of anything.
تلفظ
obesity/əʊˈbiːsəti/
تکیه روی BE است: o-BE-si-ty. o اول «اُو» است و s صدای «س» دارد.
diabetes/ˌdaɪəˈbiːtiːz/
«دیابت» فارسی را نگو: در انگلیسی «دای-یِ-بی-تیز» است، با تکیه روی BEE و s پایانی /z/.
chocolate/ˈtʃɒklət/
این کلمه معمولاً دو هجایی است: «چاک-لِت». o وسط خوانده نمیشود و آخرش «لِت» است نه «لیت».
biscuits/ˈbɪskɪts/
ui در biscuit صدای «ای» کوتاه دارد و u خوانده نمیشود: «بیس-کیتس».
نکتهٔ گرامری این قسمت
used to + verb for past habits
پیپا میگوید I used to eat a lot of ultra-processed foods and now I try to cook everything myself. ساختار used to + فعل ساده برای عادت یا وضعیتی در گذشته است که دیگر ادامه ندارد. شکل منفی و سؤالیاش didn't use to و Did you use to است (بدون d). این را با be used to + ing اشتباه نگیر که یعنی «به چیزی عادت داشتن».
- I used to drink three cans of cola a day.قبلاً روزی سه قوطی نوشابه میخوردم (الان نه).
- We didn't use to cook at home very often.قبلاً زیاد در خانه آشپزی نمیکردیم.
- I'm used to cooking for myself now.الان به آشپزی برای خودم عادت کردهام (be used to + ing).
اشتباه رایج فارسیزبانها
نادرستWhen I was a student, I was used to eat fast food.
درستWhen I was a student, I used to eat fast food.
برای عادت گذشته فقط used to + فعل ساده لازم است و was اضافه است. ترکیب was used to با فعل ساده یک ساختار نیمهکاره از be used to است که خودش معنای «عادت داشتن» میدهد و بعدش فعل ing میآید. چون فارسی برای هر دو معنا «عادت داشتم» میگوید، این دو ساختار زیاد با هم قاطی میشوند.
Check your understanding
آزمون همین قسمت
بعد از شنیدن این قسمت، ببین چقدر متوجه شدی. جواب هر سؤال در همین اپیزود هست.
When were fizzy drinks invented?
تمرین Speaking
به هر سؤال بلند جواب بده و صدایت را ضبط کن؛ سعی کن دستکم دو واژه از فهرست بالا را به کار ببری.
۱What's your guilty pleasure when it comes to food?
یک خوراکی مشخص بگو، توضیح بده چرا دوستش داری و چقدر میخوری (once in a while / from time to time).
۲Do you usually cook from scratch or buy ready meals? Why?
از convenience استفاده کن و با used to بگو قبلاً چه میکردی و الان چه تغییری کرده.
۳Should governments put a tax on unhealthy food?
یک موافق و یک مخالف بگو و در آخر با everything in moderation نظر نهاییات را جمع کن.
یادداشت تیم آموزشی روا
این اپیزود راه خوبی برای ارتقای کلمهٔ sometimes است. در اسپیکینگ آیلتس، تکرار sometimes و often نمرهٔ واژگانت را پایین نگه میدارد؛ once in a while، from time to time و now and then (که هر سه در همین قسمت آمدهاند) جایگزینهای طبیعیاند. فقط زیادهروی نکن: در هر جواب یکی کافی است. تمرین پیشنهادی: پنج عادت غذایی خودت را بنویس، برای هر کدام یک قید تکرار متفاوت بگذار و یکی از آنها را با used to به گذشته ببر.
قدم بعدی
درس مرتبط: زمان گذشته ساده در انگلیسی (Past Simple)اگر برای Listening و Speaking برنامهٔ شخصی میخواهی، در کلاس خصوصی مکالمهٔ انگلیسی استاد همین نوع اپیزودها را با سطح و هدف تو تنظیم میکند. برای آزمون هم کلاس خصوصی آیلتس و کلاس خصوصی اسپیکینگ آیلتس را ببین.
Transcript کامل قسمت
متن کامل این اپیزود را بخوان و همزمان با فایل صوتی، واژهها و جملههای کاربردی را مرور کن.
ادامهٔ متن کامل این اپیزود را رایگان باز کن
با شماره موبایلت وارد شو؛ یک بار ورود، همهی متنها و درسهای قفل سایت را برایت باز میکند.
- متن کامل همهی اپیزودها و درسهای قفل
- ۱۰ واژهی کلیدی این قسمت، مستقیم در جعبهی لایتنرت
- رایگان، بدون رمز عبور
ورود با شماره موبایل
این درس بر پایهٔ یک قسمت از 6 Minute English ساخته شده است.Listen to the original episode on BBC Learning English


