درس شنیداری روا · سطح متوسط (B1)
Learning multiple languages؛ درس 6 Minute English دربارهٔ چندزبانگی
نوشتهٔ تیم روا · آخرین بازبینی

قسمت ۲۱۱ · متوسط (B1)
BBC 6 Minute English — Learning multiple languages
6 Minute English · BBC Learning English
خلاصهٔ درس
مهمان این قسمت، هانا از پادکست What in the World، خودش چندزبانه است و دربارهٔ فواید یادگیری چند زبان حرف میزند. یک عصبشناس توضیح میدهد که نوزادها حتی قبل از حرف زدن باید به زبانهای اطرافشان گوش بسپارند، و کودکانی که چند زبان یاد میگیرند مدام بین زبانها جابهجا میشوند. همین «ورزش مغز» ممکن است حتی علائم زوال عقل را در بزرگسالی به تأخیر بیندازد.
بخش دوم داستان ویکتوریاست که پنج زبان صحبت میکند و خانوادهاش از رواندا به کنیا و بعد به نروژ مهاجرت کردهاند. او نروژی را خیلی سریع از محیط یاد گرفت، اما پدر و مادرش در پنجاهسالگی با سختی و پشتکار ادامه دادند و بچهها در یادگیری کمکشان کردند. توصیهٔ اصلی او این است که خودت را در زبان غرق کنی. این اپیزود برای هر زبانآموز ایرانی که در محیط انگلیسیزبان زندگی نمیکند، هم انگیزهبخش است و هم پر از عبارتهای کاربردی برای حرف زدن دربارهٔ تجربهٔ یادگیری زبان.
واژههای کلیدی با مثال تازه
هر واژه یکبار در جملهٔ خود اپیزود آمده و یکبار در مثالی که روا برای موقعیتهای روزمرهٔ تو نوشته است.
- polyglot/ˈpɒliɡlɒt/noun
- چندزبانه؛ کسی که زبانهای زیادی بلد استمثال رواMy uncle is a polyglot who speaks Persian, Turkish, Arabic and English.داییام چندزبانه است و فارسی، ترکی، عربی و انگلیسی صحبت میکند.در اپیزودWell, someone who knows multiple languages is called a polyglot.
- intimidated/ɪnˈtɪmɪdeɪtɪd/adjective
- مرعوب؛ کمی ترسیده و معذبمثال رواI felt intimidated when the examiner started speaking very fast.وقتی ممتحن خیلی سریع شروع به حرف زدن کرد، دستپاچه و مرعوب شدم.در اپیزودWow, I feel really impressed and a bit intimidated.
- out of necessity/aʊt əv nəˈsesəti/phrase
- از روی ناچاری؛ چون لازم بودمثال رواI learned to cook out of necessity when I moved to Tehran for university.وقتی برای دانشگاه به تهران آمدم، از روی ناچاری آشپزی یاد گرفتم.در اپیزودBut I didn't have to learn these languages out of necessity.
- tune in to/tjuːn ɪn tuː/phrasal verb
- توجه کردن؛ گوش سپردن به چیزیمثال رواTry to tune in to the speaker's tone, not just the words.سعی کن به لحن گوینده دقت کنی، نه فقط به کلمهها.در اپیزودIf you tune in to something, you listen or pay attention to it.
- dementia/dɪˈmenʃə/noun
- زوال عقلمثال رواMy grandfather has dementia and sometimes forgets our names.پدربزرگم زوال عقل دارد و گاهی اسمهای ما را فراموش میکند.در اپیزودLater on in age, when adults have dementia, they seem to show symptoms later when they're bilinguals as opposed to monolinguals.
- juggle/ˈdʒʌɡl/verb
- چند کار را همزمان مدیریت کردنمثال رواIt's hard to juggle a full-time job and IELTS preparation.مدیریت همزمان یک کار تماموقت و آمادگی آیلتس سخت است.در اپیزودIf you juggle several things, that means you deal with all of them at the same time.
- brain workout/breɪn ˈwɜːkaʊt/noun
- ورزش مغزمثال رواSolving a crossword every morning is a good brain workout.حل کردن یک جدول هر روز صبح ورزش خوبی برای مغز است.در اپیزودA brain workout is exercise for your brain.
- pick up/pɪk ʌp/phrasal verb
- یاد گرفتن (بیشتر با قرار گرفتن در محیط، نه آموزش رسمی)مثال رواChildren pick up new words very quickly from cartoons.بچهها واژههای جدید را خیلی سریع از کارتونها یاد میگیرند.در اپیزودIf you pick up a skill, it means you learn it, usually by being in the environment where that thing happens, rather than being taught.
- soldier on/ˈsəʊldʒər ɒn/phrasal verb
- با وجود سختی ادامه دادنمثال رواI had a bad cold, but I decided to soldier on and finish the course.سرماخوردگی بدی داشتم، اما تصمیم گرفتم ادامه بدهم و دوره را تمام کنم.در اپیزودAnd if you soldier on, you continue doing something even though it's difficult.
- immerse yourself/ɪˈmɜːs jɔːˈself/phrase
- غرق شدن در چیزی؛ خود را کاملاً در محیط آن قرار دادنمثال رواIf you can't travel, immerse yourself in English by changing your phone's language.اگر نمیتوانی سفر کنی، با عوض کردن زبان گوشیات خودت را در انگلیسی غرق کن.در اپیزودone thing she recommended is trying to immerse yourself in the language
تلفظ
language/ˈlæŋɡwɪdʒ/
بعد از n صدای g شنیده میشود و آخر کلمه «ج» است: «لَنگ-گوئیج». «لنگویج» با «ی» کشیده در آخر رایج اما نادرست است.
polyglot/ˈpɒliɡlɒt/
تکیه روی هجای اول است: PO-ly-glot. o ها کوتاهاند و شبیه «آ»ی کوتاه گرد شنیده میشوند.
Norwegian/nɔːˈwiːdʒən/
تکیه روی WE است و g صدای «ج» دارد: «نُر-وی-جِن».
necessity/nəˈsesəti/
تکیه روی هجای دوم است: ne-CES-si-ty. c در اینجا «س» خوانده میشود.
نکتهٔ گرامری این قسمت
find it easy / hard to + verb
نیل و هانا برای مقایسهٔ تجربهشان میگویند I found it easier و Victoria's parents found it much harder to learn Norwegian. ساختار find it + صفت + to + فعل یعنی «به نظرم انجام کاری آسان/سخت است» و از تجربهٔ شخصی خبر میدهد. it اینجا ضمیر صوری است و حذفش غلط است: I find difficult to speak نادرست است. با صفت تفضیلی (easier، harder) هم میشود مقایسه کرد.
- I find it hard to understand fast speakers on the phone.فهمیدن آدمهای تندحرف پشت تلفن برایم سخت است.
- Many adults find it easier to read English than to speak it.خیلی از بزرگسالها خواندن انگلیسی را راحتتر از صحبت کردنش میدانند.
- Did you find it difficult to move to a new city?رفتن به یک شهر جدید برایت سخت بود؟
اشتباه رایج فارسیزبانها
نادرستI'm very interesting in learning languages.
درستI'm very interested in learning languages.
صفتهایی که با ed تمام میشوند (interested، motivated، impressed، intimidated) احساس آدم را توصیف میکنند و صفتهای ing دار (interesting، motivating) چیزی را که آن احساس را ایجاد میکند. در این اپیزود نیل میگوید I feel impressed and a bit intimidated، یعنی احساس خودش را میگوید. چون در فارسی هر دو را با «جالب» یا «علاقهمند» جدا نمیکنیم، این خطا بسیار رایج است.
Check your understanding
آزمون همین قسمت
بعد از شنیدن این قسمت، ببین چقدر متوجه شدی. جواب هر سؤال در همین اپیزود هست.
Which country has the most officially recognised languages?
تمرین Speaking
به هر سؤال بلند جواب بده و صدایت را ضبط کن؛ سعی کن دستکم دو واژه از فهرست بالا را به کار ببری.
۱Do you speak any languages besides Persian and English?
اگر زبان دیگری (ترکی، کردی، عربی) بلدی بگو کجا pick up کردهای؛ اگر نه، بگو دوست داری کدام را یاد بگیری.
۲Did you find it easier to learn English at school or later in life? Why?
از ساختار find it easier/harder to استفاده کن و دلیلت را با out of necessity یا motivated توضیح بده.
۳How can someone in Iran immerse themselves in English?
دستکم سه راه عملی بگو (پادکست، زبان گوشی، فیلم با زیرنویس) و یکی را که خودت انجام میدهی توضیح بده.
یادداشت تیم آموزشی روا
«زبانها و یادگیری» از موضوعهای رایج پارت ۱ و ۳ اسپیکینگ آیلتس است و این اپیزود بهترین واژهها را برایش دارد. توصیهٔ ویکتوریا، یعنی غرق شدن در زبان، برای کسی که در ایران زندگی میکند هم شدنی است: یک «محیط کوچک» بساز. زبان گوشی را انگلیسی کن، هر روز یک قسمت ۶ دقیقهای گوش بده و جملههای کلیدیاش را shadow کن، و هفتهای یک بار دو دقیقه دربارهٔ همان موضوع صدایت را ضبط کن. نتیجهاش همان چیزی است که اپیزود به آن brain workout میگوید.
قدم بعدی
درس مرتبط: بهترین پادکست انگلیسی برای تقویت لیسنینگ بر اساس سطحاگر برای Listening و Speaking برنامهٔ شخصی میخواهی، در کلاس خصوصی مکالمهٔ انگلیسی استاد همین نوع اپیزودها را با سطح و هدف تو تنظیم میکند. برای آزمون هم کلاس خصوصی آیلتس و کلاس خصوصی اسپیکینگ آیلتس را ببین.
Transcript کامل قسمت
متن کامل این اپیزود را بخوان و همزمان با فایل صوتی، واژهها و جملههای کاربردی را مرور کن.
ادامهٔ متن کامل این اپیزود را رایگان باز کن
با شماره موبایلت وارد شو؛ یک بار ورود، همهی متنها و درسهای قفل سایت را برایت باز میکند.
- متن کامل همهی اپیزودها و درسهای قفل
- ۱۰ واژهی کلیدی این قسمت، مستقیم در جعبهی لایتنرت
- رایگان، بدون رمز عبور
ورود با شماره موبایل
این درس بر پایهٔ یک قسمت از 6 Minute English ساخته شده است.Listen to the original episode on BBC Learning English


