درس شنیداری روا · سطح متوسط (B1)
How learning to read changes lives؛ درس 6 Minute English به فارسی
نوشتهٔ تیم روا · آخرین بازبینی

قسمت ۱۷۱ · متوسط (B1)
BBC 6 Minute English — How learning to read changes lives
6 Minute English · BBC Learning English
خلاصهٔ درس
به گزارش سازمان ملل، بیش از ۷۰۰ میلیون بزرگسال در دنیا نمیتوانند بخوانند یا بنویسند. فیل و بث در این قسمت دو پروژه را معرفی میکنند که برای حل این مشکل کار میکنند. اولی در شهرهای ساحلی بنگلادش است؛ جایی که سیل مدام خانوادهها را جابهجا میکند و بچهها از مدرسه جا میمانند. رشیده، یکی از شاگردان این پروژه، قبلاً بهجای امضا اثر انگشت میزد و حالا میتواند اسمش را بنویسد و حساب خرجش را نگه دارد؛ «دیگر کسی نمیتواند سرم کلاه بگذارد».
پروژهٔ دوم در شمال انگلستان است، جایی که از هر شش بزرگسال یک نفر با خواندن مشکل دارد. پیتر بهخاطر مشکل شنوایی در مدرسه عقب افتاد و سالها برای خواندن نامههایش در خانهٔ همسایه را میزد؛ حالا با کلاسهای یکبهیک داوطلبانه، هری پاتر میخواند. این قسمت هم انگیزهبخش است و هم موضوعش (آموزش و جامعه) در رایتینگ و اسپیکینگ آیلتس رایج است.
واژههای کلیدی با مثال تازه
هر واژه یکبار در جملهٔ خود اپیزود آمده و یکبار در مثالی که روا برای موقعیتهای روزمرهٔ تو نوشته است.
- essential/ɪˈsenʃl/adjective
- ضروری؛ کاملاً لازممثال رواA good dictionary is essential for every language learner.یک دیکشنری خوب برای هر زبانآموزی ضروری است.در اپیزودIt's an essential skill, something you need for everyday activities
- illiterate/ɪˈlɪtərət/adjective
- بیسواد؛ ناتوان از خواندن و نوشتنمثال رواMy great-grandmother was illiterate, but she knew hundreds of poems by heart.مادربزرگ مادرم بیسواد بود، اما صدها شعر را از حفظ بلد بود.در اپیزودover 700 million adults are illiterate, which means they can't read or write
- literacy/ˈlɪtərəsi/noun
- سواد خواندن و نوشتنمثال رواLiteracy rates in Iran have risen sharply since the 1970s.نرخ باسوادی در ایران از دههٔ ۱۹۷۰ بهشدت بالا رفته است.در اپیزودSince 1967, the UN has been highlighting the importance of literacy, being able to read and write
- on the move/ɒn ðə muːv/idiom
- در حال جابهجایی؛ دائم از جایی به جای دیگر رفتنمثال رواMy job keeps me on the move, so I study English on my phone.شغلم مرا دائم در حال جابهجایی نگه میدارد، پس با گوشی انگلیسی میخوانم.در اپیزودBecause these towns flood regularly, families are always on the move
- numeracy/ˈnjuːmərəsi/noun
- سواد عددی؛ توانایی انجام ریاضیات پایهمثال رواBasic numeracy helps you manage your monthly budget.سواد عددی پایه کمک میکند بودجهٔ ماهانهات را مدیریت کنی.در اپیزودNumeracy is the ability to understand basic maths, count and add up.
- signature/ˈsɪɡnətʃə/noun
- امضامثال رواThe bank needs your signature on every page of the form.بانک امضای تو را روی همهٔ صفحههای فرم لازم دارد.در اپیزودYour signature is your name written in your own handwriting style.
- cheat/tʃiːt/verb
- سر کسی کلاه گذاشتن؛ فریب دادن برای گرفتن پولشمثال رواAlways check the receipt so nobody can cheat you.همیشه رسید را چک کن تا کسی نتواند سرت کلاه بگذارد.در اپیزودNo one can cheat me anymore.
- fell behind/fel bɪˈhaɪnd/phrasal verb
- عقب افتاد (گذشتهٔ fall behind)؛ از بقیه عقب ماندمثال رواI was ill for a month and fell behind in maths.یک ماه مریض بودم و در ریاضی عقب افتادم.در اپیزودPeter had hearing problems as a child, fell behind at school and never learnt to read.
- take something for granted/teɪk ˈsʌmθɪŋ fə ˈɡrɑːntɪd/idiom
- چیزی را بدیهی فرض کردن بدون بررسیمثال رواIt's easy to take something for granted until you lose it.تا وقتی چیزی را از دست ندادهای، راحت آن را بدیهی میدانی.در اپیزودIf you take something for granted, you assume it's true without checking.
- thick/θɪk/adjective
- کودن؛ خنگ (غیررسمی)مثال رواDon't call yourself thick just because grammar is hard for you.فقط چون گرامر برایت سخت است، به خودت نگو خنگ.در اپیزودAnd finally, the adjective thick is an informal word for stupid.
تلفظ
illiterate/ɪˈlɪtərət/
تکیه روی LIT است و آخر کلمه «رِت» خوانده میشود، نه «ریت»: «ای-لی-تِ-رِت».
literacy/ˈlɪtərəsi/
تکیه روی هجای اول است و c صدای «س» دارد: «لی-تِ-رِ-سی».
signature/ˈsɪɡnətʃə/
در sign حرف g ساکت است، اما در signature خوانده میشود: «سیگ-نِ-چِ».
numeracy/ˈnjuːmərəsi/
u اول «یو» است: «نیو-مِ-رِ-سی»، با تکیه روی هجای اول.
نکتهٔ گرامری این قسمت
can, could and be able to
رشیده میگوید I couldn't even do basic accounting، but now I can sign my name و I'll also be able to keep an account. برای توانایی در حال can، برای توانایی در گذشته could و برای آینده یا زمانهای دیگر be able to به کار میرود، چون can شکل آینده یا مصدر ندارد. وقتی دربارهٔ یک موفقیت مشخص در گذشته حرف میزنی، was able to (یا managed to) طبیعیتر از could است.
- I can read English, but I can't write it well yet.میتوانم انگلیسی بخوانم، اما هنوز خوب نمیتوانم بنویسم.
- When I was five, I could already count to a hundred.پنجساله که بودم، میتوانستم تا صد بشمارم.
- After this course, you'll be able to write a formal email.بعد از این دوره، میتوانی یک ایمیل رسمی بنویسی.
اشتباه رایج فارسیزبانها
نادرستNext year I will can read English novels.
درستNext year I will be able to read English novels.
در فارسی «خواهم توانست» ساختار سادهای است، برای همین will can به ذهن میآید. اما دو فعل وجهی (will و can) کنار هم نمیآیند. برای آینده از will be able to استفاده کن. همینطور must can و should can غلطاند: should be able to درست است.
Check your understanding
آزمون همین قسمت
بعد از شنیدن این قسمت، ببین چقدر متوجه شدی. جواب هر سؤال در همین اپیزود هست.
According to a recent UN report, how many adults around the world are illiterate?
تمرین Speaking
به هر سؤال بلند جواب بده و صدایت را ضبط کن؛ سعی کن دستکم دو واژه از فهرست بالا را به کار ببری.
۱How did you learn to read and write as a child?
از could و was able to برای گذشته استفاده کن و یک خاطرهٔ کوچک از مدرسه بگو.
۲Which everyday activities would be hardest without reading?
سه مثال بیاور و یکی را با take something for granted توضیح بده.
۳What can be done to help adults who can't read?
از یکی از دو پروژهٔ اپیزود مثال بزن و با be able to بگو نتیجهاش چه خواهد بود.
یادداشت تیم آموزشی روا
این اپیزود دو داستان کوتاه انسانی دارد که در اسپیکینگ و رایتینگ آیلتس ارزش زیادی دارند: مثال واقعی و مشخص به جای حرف کلی. موضوع «آموزش بزرگسالان» و «نقش دولت در آموزش» در تسک ۲ زیاد میآید؛ داستان رشیده (امنیت مالی) و پیتر (اعتمادبهنفس) دو دلیل متفاوت برای اهمیت سواد به تو میدهند. پیشنهاد ما: یک پاراگراف بدنه بنویس که فقط از این دو مثال استفاده کند و با جملهای مثل This clearly shows that literacy… تمامش کن.
قدم بعدی
درس مرتبط: خلاصهنویسی انگلیسی (Summarizing) برای آیلتس و تافلاگر برای Listening و Speaking برنامهٔ شخصی میخواهی، در کلاس خصوصی مکالمهٔ انگلیسی استاد همین نوع اپیزودها را با سطح و هدف تو تنظیم میکند. برای آزمون هم کلاس خصوصی آیلتس و کلاس خصوصی اسپیکینگ آیلتس را ببین.
Transcript کامل قسمت
متن کامل این اپیزود را بخوان و همزمان با فایل صوتی، واژهها و جملههای کاربردی را مرور کن.
ادامهٔ متن کامل این اپیزود را رایگان باز کن
با شماره موبایلت وارد شو؛ یک بار ورود، همهی متنها و درسهای قفل سایت را برایت باز میکند.
- متن کامل همهی اپیزودها و درسهای قفل
- ۱۰ واژهی کلیدی این قسمت، مستقیم در جعبهی لایتنرت
- رایگان، بدون رمز عبور
ورود با شماره موبایل
این درس بر پایهٔ یک قسمت از 6 Minute English ساخته شده است.Listen to the original episode on BBC Learning English


